آری تو در وجودم دوست داشتن را به ودیعه نهادی
چگونه ستایش کنم تو را که ناتوان تر از آنم که برای تو بنویسم
و چه زود گذشت بودنم و زود میرود رفتنم
میدانم میروم ومیدانم که باید بروم
اما به کدامین منزل بیاسایم
بسیار دوستت دارم، من عاشقم مهربان

آخر تو به من آموختی عشق را، اگر من اکنونم به عشق آمیخته است
چون تو مرا کشاندی .
پس چرا احساس میکنم دیگر دوستم نداری
نمیدانم........... شاید اشتباه میکنم
چون تا زمانی  که من در ملک تو هستم امیدوارم .

راستی اگر مرا از مُلکت راندی به کدامین ملجا پناه ببرم ؟

اما هر جا بروم مُلک توست و این شادیم را افزون میکند که هر جا

بروم ا زآن توست................پس هنوزدوستم داری!!!!!!!!!


 

/ 4 نظر / 12 بازدید
نیوشا

آره یه شکست کامل ..اما دوست من من تو همه ما و همه توی تب این همه خیالبافی و افسانه با هذیان های تلخ و شیرین فقط لحظه های از خودمون یا دیگران رو شیرین تر یا تلخ تر می کنیم ...شیرین تر یا تلخ تر فقط همین..... سلام خوشحال میشم به ما هم سر بزنی .از مطالبت استفاده کردیم .نیوشا

حسین .

سلام دوست عزیز [گل] ممنونم که بهم سر میزنی . موفق باشی [تایید] [دست]

سيد محمد ميرلوحي

سلامميگم اون پيغامي كه اول كار ميده كه ميگه خوش امدين و ... چطوري گذاشتي ؟؟؟؟؟ ميشه به من هم بگي??] انشا الله از ياران واقعي آقامون قرار بگيري !!!!

mostafa

سلام اقا رضا وبلاگ خوبی داری اگه با تبادل لینک موافقی بهم خبر بده بای