فریاد احساس

شگفتیهای زندگی مورچه ها

"راز خلقت موریانه"

 

مطالعه در کشورعجیب، منظم و دو سه میلیونی موریانه ها، همچنین بررسی ارتباط دائم آنها با یکدیگر، بیانگر این حقیقت است که موریانه ها هم حرف می زنند و هم زبان مخصوص به خود دارند.

 

لانه موریانه ها که نیمی از آن در زیرزمین و نیمی از آن روی زمین است، مخروطی شکل و با ارتفاع شش الی هشت متر از دور دیده می شود. در هر یک از این لانه ها یک ملکه وجود دارد که حدود ده تا پانزده سال عمر می کند و هر سال تعداد فرزندان وی زیاد می شود. چرا که ملکه هر دو ثانیه یک تخم می گذارد.

 

ساختمان خانه موریانه ها از دارای چندین طبقه است که در ورودی آن، برخلاف ساختمان های بشری، در بالای عمارت قرار دارد. طبقات و ساختمان خانه موریانه ها به شرح زیر است:

 

طبقه دوم: خوابگاه تابستانی کارگران.

 

طبقه سوم: اطاق نهار خوری تابستانی.

 

طبقه چهارم: انبار آذوقه.

 

طبقه پنجم: سرباز خانه.

 

طبقه ششم: مقر تابستانی ملکه.

 

طبقه هفتم: انبار تره بار.

 

طبقه هشتم: آغل حیوانات شیرده . (موریانه ها شته درختان را اسیر کرده، به لانه خود برده،از آنها مراقبت می کنند و از شیره و عصاره ای که این شته ها می سازند، استفاده می کنند.)

 

طبقه نهم: اطاق بچه ها.

 

طبقه دهم: اطاق بازی.

 

طبقه یازدهم: بیمارستان و تأسیسات پزشکی.

 

طبقه دوازدهم: خوابگاه زمستانی کارگران و گورستان.

 

طبقه سیزدهم: مقر زمستانی ملکه.

 

اگر این کشور عجیب دو سه میلیونی را خطری تهدید کند، بلافاصله همه موریانه ها به وسیله ماموران انتظامات یا فرد مطلع با خبر شده وآماده مقابله با خطر می گردند.

 

 

" تعویض موریانه نگهبان و احوالپرسی آنان "

 

سربازان نگهبان در ورودی به لانه، به پاسداری مشغول اند و لحظه ای غفلت نمی کنند. این سربازان ریز به محض احساس خطر، دیگران را خبر می کنند. نگهبانان درفواصل معین و دقیق عوض می شوند، از اینجا می توان استنباط نمود که موریانه دارای قادربه تشخیص وقت است. همچنین از نزاکت و ادب نیز بی بهره نیستند، هنگامی که همدیگر را ملاقات می کنند، به هم نزدیک شده و بینی به همدیگر می مالند. مثل اینکه می خواهند یکدیگر را بشناسند یا سلام و احوالپرسی کنند. پس ازآن خداحافظی کرده و به راه خود ادامه می دهند.

 

 

"اعلام خطر موریانه ها"

 

موریانه ها برای اینکه خطر را به سایرین اطلاع دهند، سرشان را به دیواره چوبی لانه خود میکوبند، در نتیجه ارتعاشی در داخل محفظه خالی درخت ایجاد شده و سایر موریانه ها آگاه می گردند. دارکوب ها وقتی می خواهند به طعام لذیذی از موریانه دست یابند، چند بار به درخت پوسیده ای نوک می زنند، ضربه های وارده در داخل حفرات و لانه موریانه ها ارتعاشاتی شبیه به آنچه گفته شد، به وجود می آورد و موریانه ها به خیال اینکه خطری آنها را تهدید می کند، از یک سمت لانه راه فرار اختیار می کنند. اما دارکوب با زبان باریک و چسبناک خود راه را بر آنها می بندد و دام چرب و نرمی برایشان می گستراند.

 

 

"گفتگو با گرسنه ها"

 

موریانه ها مانند مورچه ها در تمام امور با هم همکاری می کنند. این همکاری دلالت بر ارتباط مستقیم و دقیق همه آنها با یکدیگر دارد. به عنوان مثال در جامعه موریانه ها گرسنه وجود ندارد. یعنی گرسنه با سیر تماس می گیرد و احتیاج خود را با او در میان می گذارد. خمیری که موریانه های مأمور تهیه غذا از چوب می سازند، پیش از آن که کاملاً هضم شود، از ده معده مختلف عبور می کند. تقسیم آن بنا بر قاعده بسیار صحیحی انجام می گیرد. هر قدر موریانه ای گرسنه تر باشد، از محتوای" معده اجتماع" خود کمتر به دیگران می دهد و در عوض ازعابرین، بیشتر خوراک هضم شده می گیرد. اگر موریانه ای که بسیار گرسنه است، با موریانه ای که گرسنه تر از خود او است برخورد نماید، بدون تأمل، قسمتی از غذای کمی که در معده دارد را به او می دهد. بدین طریق شرایط تغذیه در تمام کشور موریانه ها یکسان است. در جوار موریانه های سیر موریانه گرسنه ای وجود ندارد. در کشور آنها فقیر و ثروتمند نیست. آنها با این روش بسیار هوشمندانه و ساده، جامعه کاملی را بنا نهاده اند . به علاوه بد نیست بدانیم که تشکیلات جامعه مورچه ها و زنبورها هم همینطور است.

" شگفتیهای خلقت مورچه"

 

بنا بر نص صریح آیه 19 سوره نمل، وقتی حضرت سلیمان (ع) و همراهانش به وادی مورچگان وارد می شوند، مورچه ای می گوید: " ای مورچگان به لانه های خود داخل شوید که سلیمان و سپاهیانش شما را در هم نشکنند، در حالیکه( به عمل خود) آگاه نیستند."

 

با خواندن این آیه سوالاتی در اذهان ایجاد می گردد که مورچه با چه وسیله ای صحبت می کند؟ اصلاً تشکیلات مورچه ها از چه قرار است؟ و با پاسخ به این سوالات است که رازی از رازهای آفرینش فاش می شود.

 

حال در حد توان خود، به این سوالات پاسخ ارائه می دهیم.

 

در دنیا هزاران نوع مورچه زندگی می کند ، که عاداتشان مانند انسانها با یکدیگر تفاوت بسیار دارد، به همین جهت مکالمه و نوع زبان آنها نیز با یکدیگر متفاوت است . برای فهم بیشتر اختلافات در آنان، به پاره ای از انواع مورچه ها اشاره می نماییم.

 

 

" مورچه های کشاورز"

 

نوعی مورچه به نام مورچه سائو، برگها را در انبارهای زیر زمینی خود جمع می کنند و از فضولات کرمینه مخصوصی، آنها را کود می دهند، در نتیجه نوعی قارچ بر این برگها می روید که مورچه ها آن را می خورند . بشر به تازگی پی برده است قارچ ها در تاریکی بهتر می رویند، اما مورچه ها این سر طبیعت را هزاران سال است که می دانند.

 

 

"مورچه های برده دار"

 

مورچه هایی هستند که از خود غلام دارند و مورچه های ناتوان تر از خود را به بندگی می گیرند . به این منظور پیله مورچه های دیگر را می دزدند و می پرورانند ، هنگامی که این پیله ها مورچه شدند، برای آنها کار می کنند و از آنها فرمان می برند.

 

این غلامداری در برخی از مورچه ها به جایی رسیده که اگر غلامی در کار نباشد، مورچه های کارفرما حتی غذای خود را نیز نمی تواند به دست آورند.

 

 

"مورچه های دامدار"

 

یک نوع شته از برگ درختان، نوعی عسل می سازد که مطبوع طبع مورچه ها است. مورچه ها این شته ها را اسیر کرده و به لانه های خود می برند، برای آنها برگ و آذوقه تهیه می کنند و مانند چوپانی که از گوسفند مراقبت می کند، از این شته ها مواظبت می نمایند، تا از عصاره و شیره ای که می سازند ، استفاده کنند.

 

 

"مورچه های گوشتخوار"

 

در میان مورچگان از همه هراس انگیزتر مورچه لشکری است، که در مناطق گرمسیر زندگی می کند و تنها گوشت می خورند . این مورچگان چون لشکرمی کشند، ستونی به پهنای چندین سانتی متر ودرازای صدها مترپدید می آورند. دراین ستون مورچه های کارگر پیله ها را حمل می کنند و سربازان در پیش و پس لشکر در حرکتند.

 

در میان سپاه آنها، مورچه های درشت تری دیده می شود، که افسران سپاه محسوب می شوند. هنگامی که این ستون به حرکت درآید، هیچ چیز جز آب یا آتش قادر نیست از حرکت آنها پیشگیری نماید. گاهی که آب سیل آسا نباشد، مورچه ها به هم چسبیده ، خود را به صورت طنابی درآورده و برآب رها می کنند و به این ترتیب پلی بر روی آب می سازند، تا سایر مورچه ها از روی آب بگذرند. ولیکن مورچه هایی که خود، پل را تشکیل می دهند، در آب غرق می شوند و این نوعی از فداکاری آنها برای هم نوع خویش محسوب می گردد.

 

 

"وسیله نطق مورچه"

 

شرط حتمی سخن گفتن و فهماندن مقصود، زبان نیست. بلکه هر وسیله ای که برای تفهیم مقاصد به کار رود ، به منزله زبان است و مکالمه هم به هر نحوی که باشد، نطق نامیده می شود.

 

حیوانات با ژست های مخصوص ، حرکات خاص و یا با صدا و نطق، مکالمه می کنند و به طرف مقابل مقصود خود را می فهمانند.از مورچه ها، کسی با گوش خود صدایی نشنیده، ولی مکالمه آنها را، که ظاهراً با شاخک های خود انجام می دهند، کم و بیش دیده شده است.

 

مورچه ها در مسیر حرکت خود وقتی به هم می رسند ، توقف کوتاهی می کنند ، شاخک های خود را تکان داده و با پخش امواج یا احتمالاً صدایی که برای ما مفهوم نیست با هم صحبت می کنند . در این موضوع جای هیچ شبه ای نیست.

 

وقتی طعمه ای نسبتاً سنگین در برابر مورچه ای که در تلاش کسب روزی است  قرار بگیرد ، این مورچه برای حمل آن کوشش خود را خواهد کرد، وقتی کاملاً مطمئن شود که از نقل آن به لانه عاجز است، طعمه را واگذاشته و به لانه خود مراجعه می کند. طولی نمی کشد که چند مورچه به دنبال هم به راه افتاده، تا به محل طعمه آمده و با کمک یکدیگر آن را به لانه حمل می کنند. این مورچه ، همنوعان خود را چگونه از وجود طعمه در محل معین آگاه کرده است؟ اما به هر وسیله که بوده، مقصود خود را به همجنسان خویش فهمانده است؟

 

در لانه مورچه ها اتفاقات عجیب و غریبی می افتد. از جمله تقاضای مورچه گرسنه از مورچه سیر است. به این شرح که: مورچگان به عده ای از همنوعان خود به اندازه ای شهد می خورانند که حکم خمره مربا را پیدا می کنند و این مورچه ها در محلی آویزان می شوند، تا در موقع نیاز به مورچه های نیازمند شهد تحویل دهند. هر گاه مورچه ای گرسنه شود، به نزدیک این کوزه های زنده آمده، با حرکت دادن شاخکها و بیان احتیاج، شهد مطالبه می کند . مورچه پرخور هم قطره ای عسل به کام دوستش ریخته و شکم او را هم سیر می نماید. این هم نوعی همکاری در عالم مورچه ها است.

 

گویا مورچگان بهتر از انسان دستور قرآن را به کار بسته اند. آنجا که می فرماید:

 

" و تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان." (مائده/4)

 

« در نیکی و پرهیزکاری یار همدیگر باشید نه درگناه و دشمنی»

 

بر گرفته از http://www.tebyan.net